نام: | |
ايميل: | |
... شفق مه روي نيزه شد ...

هفت روز، هفتاد زخم، هفتصد درد، هفت هزار آه، هفتاد هزار اشک، هفتصدهزار ناله... هفت روز، نه! هفت تيره روز!!!
خوشا از دل نم اشکي فشاندن
به آبي آتش دل را نشاندن
خوشا از ني خوشا از سرسرودن
خوشا ني نامه اي ديگر سرودن
نواي ني نوايي آتشين است
بگو از سر بگيرد، دلنشين است
نواي ني ،نواي بي نوايي است
هواي ناله هايش، نينوايي است
نواي ني دواي هر دل تنگ
شفاي خواب گل ،بيماري سنگ
قلم ، تصوير جانکاهي است از ني
عَلَم ، تمثيل کوتاهي است از ني
خدا چون دست بر لوح و قلم زد
سر او را به خط ني رقم زد
دل ني ناله ها دارد از آن روز
از آن روز است ني را ناله پرسوز
سري سرمست شور و بي قراري
چو مجنون در هواي ني سواري
پر از عشق نيستان سينة او
غم غربت ، غم ديرينة او
سري بر نيزه اي منزل به منزل
به همراهش هزاران کاروان دل
شگفتا بي سر و ساماني عشق
به روي نيزه سرگرداني عشق
... درد بي درمان زينب، دوري عباس ...