به دوستي آن که به عهد خود وفا نمي کند، اعتماد مکن . [امام علي عليه السلام]
خانه | مديريت | ايميل من | شناسنامه| پارسي يار
بچه هاي اعماق - پاسبان *حرم دل* شده ام شب همه شب
  • کل بازديدها: 9354 بازديد

  • بازديد امروز: 6 بازديد

  • بازديد ديروز: 10 بازديد
  • پيوندهاي روانه



  • آرشيو


    ستاره ی امیدم می درخشد
    فصل دلتنگی
    نی
    و خدايي که درين نزديکيست
    بچه هاي اعماق
    عيد نميخواااام!
    هيــــــــــچ
    يار، بي پرده از در و ديوار...
    عبور
  • درباره من


    بچه هاي اعماق - پاسبان *حرم دل* شده ام شب همه شب
    سمانه[10]
    پناه بر عشق! دو رکعت گريستن در آستين آسمان براي دوري از يادهاي تو واجب است. واجب است تا از قنوت جهان، راهي به *آتنا في مشعر الجنون* بيابم!
  • لوگوي من



  • جستجو در وبلاگ


  • اشتراک در وبلاگ


    نام:

    ايميل:

     
  • دوستان من

    آدمک ها
    شب مهتابي
    اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
    کلک بهار
    احساس با تو بودن
    روزگار رهايي
    کيمياي سعادت
    موجيم که آسودگي ما عدم ماست
    آبجي کوچيکه
    بگذار تو معشوقم باشي !
    همسفر مهتاب
    زيبايي سايه خداوند بر کهکشانهاست
    وبلاگ ايران اسلام
    زيتون
    زمزمه لحظات زندگي
    تک ستاره
    خلوت تنهايي
    دختري با کو له‏ با ر ي ا ز ا ميد
    بزم شبانه
    لا لقاء بلا فراق
    همسفر عشق
    صميمي با خواهرم
    وبلاگ تخصصي ترفند
    آبدارچي
    زندگي حس غريبي است که يک مرغ مهاجر دارد.
    تا به کجا اين چنين....!!!!
    خانه اطلاعات
    هوافضا و هواپيما
    بي يار
    بازي بزرگان
    پله...پله...تا خدا!
    عشق است به آسمان پريدن
    دختر کوير
    پوست نارنج
    آرام سرزمين ذهن من
    زنده بمان مجنون
    گل آتش
    يک جرعه عطش
    من و گل نرگس
    سردار عاشق
    شيداي بي نشون
    درد دل با امام زمان
    به صحرا شدم عشق باريده بود
    نيلوفرآبي
    مرواريد سرخ
    برگ خزان ديده
    شاهد باش
    شميم يار
    دختر مشرق
    قلب مطمئن
  • لوگوي دوستان من










  • مشاهده اوقات شرعي


  • وضعيت من در ياهو


    يــــاهـو
  • + بچه هاي اعماق
    سمانه ( سه‏شنبه 15 اسفند 1385 ساعت 11:21 عصر )

    ...براي آناني که حجم عميق اندوهشان، و وسعت بي پايان دردشان در دنياي سپيد کودکي نمي گنجد...



    شنيده ام که دنياي کودکي دنياي عجيبيست، شنيده ام که کودکان با خود بوي عالم ملکوت دارند، کينه را در قلب کوچکشان راهي نيست و اندوهشان گذرا و شاديشان پايدار است. شنيده ام که کودکان سفيران بهشتند، که فرشتگان زميني اند، که لبخند خداوندند و مايه ي اجابت دعا اما... اينجا، در دنيايي که سپيديهايش را ما زمينيان رنگ سياه زده ايم کودکاني هستند که نه از آرامش دنياي کودکي بهره اي مي برند و نه فرصتي براي کودکي کردن دارند. کودکان کار، کودکان بيمار، کودکان تنها، کودکاني که در شيرخوارگاهها در آرزوي کانون گرمي به اسم خانواده هستند، کودکان مهاجر افغان که حتي شناسنامه ندارند و درواقع وجود خارجي ندارند!! و از همه سياهتر و تلختر کودکان آزارديده که دل کوچکشان باور اينهمه درد را پذيرا نيست. قربانياني چون بيجه که خود در بزرگسالي قربانيان زيادي مي گيرند، و چرخه ي معيوب قرباني شدن و قرباني گرفتن ادامه مي يابد تا... تا کجا؟ نمي دانم. موسسه ها، همايش ها و انجمنهاي زيادي براي آنها تشکيل مي شود که بزرگترين و پرفايده ترين محصولش بروشور و عکس و فيلم و همايش و ... است. اما بصورت عملي چه کاري براشون انجام شده؟ واقعا نمي دونم شايد توقع زياديه که آدم بخواد هيچ جاي دنيا از درد و فقر و غم خبري نباشه و اصلا شايد اينم از ملزومات اين دنياس که دنيا بودنش رو ثابت کنه اما من دلم مي سوزه براي بچه هايي که لايق دريافت اين عشق هستند اما ازش بي نصيبند. کاش ه روزي برسه که همه ي اين غصه ها سربياد، يه روزي برسه که يکي بياد و دردامونو اساسي درمون کنه. آخه ديگه خيلي پريم!



    ·        باتلاق تقدير بي ترحم در پيش و


    دشنام پدران خسته در پشت،


    نفرين مادران بيحوصله درگوش و


    هيچ از اميد و فردا در مشت،


    بر جنگل بي بهار مي شکفند


    بر درختان بي ريشه ميوه مي آرند،


    بچه هاي اعماق،


    بچه هاي اعماق.



    ... درديست مرا، که جان من خسته ازوست...




  • بشکن سکوت را( )

    =============================================================